Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 

چکیده :

تمدن عیلامی یکی از درخشانترین تمدنهای جهان باستان بوده است ، تا کنون هزاران هزار مجسمه ، شیء زینتی ، نقش حجاری شده ، بنا و دیگر یافته های ارزشمند باستانی از این تمدن کشف گشته است ؛ اما متاسفانه به دلایل نامعلومی برخی سعی در انکار عظمت این تمدن عظیم دارند و حتی دیده شده است که آثاری که به وضوح متعلق به تمدن عیلام بوده اند را جعل و تحریف کرده اند و آنان را به اقوام دیگر منسوب ساخته اند ؛ محقق در این مقاله قصد دارد تا با بررسی شواهد و آثار و منابع موجود و بررسی تمدن سیلک ؛ غار کمربند و نظریات تاریخ نویسان و ارتباط آن با بین النهرین در زمینه لباس مردان عیلامی و ذکر فرضیه های گوناگون به نتایج قابل قبولی آن دست یابیم .

واژگان کلیدی:

لباس مردان ایلام پوشاک تمدن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

انگيزه پديد آوردن پوشاك و تهيه جامه ناشي از نياز آدمي بر دفاع تن خود در برابر عوارض طبيعي سرما و گرما بوده است پوشاك و لباس مانند خورد و خوراك از نياز هاي اوليه و ضروريه انسان بوده و هست به طوري كه بشر اوليه از پوست حيواناتي كه شكار ميكرده براي خودش تن پوش درست كرده و از گوشت آن تغذيه مينموده است در اينكه انسان در چه زماني اقدام به پوشيدن لباس نموده مشخص نيست ولي ميتوان گفت عمر اين دست آورد اوليه ، انسان هزاران و شايد صد ها هزار سال نيز گذشته باشد ، ‌در طول اين مدت انسان ، اين پوشين خود را به اشكال مختلف يافته و از آن استفاده كرده است.

 

 

بيان مسئله :

نوع پوشش اقوام ايلامي در ادوار مختلف به چه عواملي بستگي دارد .

يا روند تاريخ تمدن انساني از چه زماني آغاز شده است ، كه انسان ها به زندگي فردي و غار نشيني را رها كرده و هسته هاي ابتدايي نخستين جامعه ي بشري را پديد آورده است ،‌ از اين رو در هر جامعه اي بنا به شرايط روبرو ،‌ نوع پوشاك و پوشش زنان و مردان ، متفاوت است ، از جمله شرايط اقليمي ، آب و هوايي ،‌ شهر نشيني ،‌كار و پيشه و وقوع جنگ ها بوده است .

 

 

 

 

اهداف تحقيق :

هدف ما در اين تحقيق اين است مشخص كنيم نوع و شكل طرح پوشش مردان عيلامي به چه صورت بوده و لباس مردان عيلامي در نقش برجسته ها و مقايسه آن با صحنه هاي ديگر چه شكلي بوده و نقش برجسته ها تا چه ميزان براي روشن سازي پوشش مردان عيلامي به ما كمك ميكند .

 

 

فرضيه هاي تحقيق :

1 . با توجه به صنعت نساجي در هزاره ي سوم و نخ ريسي احتمال وجود لباس تاييد ميشود.

2 . رابطه ي عيلاميان با ملل و تمدن هاي همجوار خود به چه صورت بوده است

3 . آيا عيلاميان روابط تجاري با همسايگان داشته است ؟

4 . آيا ايجاد لباس مارا با ظاهر افرادي كه در گذشته زندگي ميكند ، آشنا ميكند ؟

 

طرح سوال :

1 . آيا روش پوشيدن لباس برگرفته از دوره هاي قبل بوده ؟

2 . آيا لباس مردان و زنان در مراسم آئيني فرق داشته ؟

3 . آيا عيلاميان از عهد كهن درباره ي لباس و پوشين نگرش اساسي داشته اند ؟

4 . آيا لباس عيلامي در گذر زمان دچار تغيير و تحولات شده است ؟

 

 

 

 

روش تحقیق :

روش تحقیق بر اساس برداشت های کتابخانه ای و اینترنتی می باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

بررسی وضعیت پوشاک و لباس مردان

 

 

 

 

 

 

 

 

پوشاک ما قبل :

لازم به توضيح است كه تاكنون تحقيقات بسياري انجام گرفته تا تاريخ دقيق پيدايش نساجي در ايران مشخص شود اما اين تحقيقات تا به امروز بيهوده بوده اند ظاهرا اين تاريخ همزمان با آغاز تمدن است گمان مي رود در ابتدا انساهاي اوليه در محل سكونت به عنوان پوشش و براي حفاظت خويش از تغييرات آب و هوا از پوست حيوانات استفاده مي كردند.

 

 

 

نظریه تاریخ نویسان :

اما در اين دوره فرضيه هاي بسياري وجود دارد كه تاريخ نويسان غربي و شرقي بسياري ، از جمله فردوسي ، بر اين باورند كه كيومرث مبدع استفاده از حيوانات به عنوان لباس بوده است ، به همين جهت بنا بر اين عقيده كيومرث پادشاه سلسله پيشداديان معمولا پوست پلنگ مي پوشيده است ، اما برخي از تاريخ نويسان از شاه هوشنگ ، در همان سلسله اما نزديك تر به عنوان اولين مبدع استفاده از پوست حيوانات به عنوان لباس نام مي برند و ضمنا به نظر        مي آيد حتي فردوسي در برخي اشعارش اين فرضيه را تاييد مي كند باز هم به عقيده خود او پيدايش نساجي در ايران مديون شاه تهمورث سر سلسله اين افسانه اي و جانشين هوشنگ بوده است.

اما از ديد عمر خيام پيدايش اولين لباس ها با شاه هوشنگ بوده اما تابيدن نساجي به دوران شاه تهمورت مربوط مي شود اين دوره به چند هزاره قبل از ميلاد بر مي گردد لازم به ذكر است تمام اين اسناد تكذيب ناپذير نيستند زيرا به يك سلسله افسانه اي مربوط مي شوند در عين حال هيچ عنصر در خوري وجود ندارد كه وجود آن را تصديق با نفي كند بنابراين بجاست به نوشته هايي كه در اين مورد بوده اند اشاره كنيم.

 

 

نخستين يافته هاي بدست آمده از حفريات باستان شناسي :

ايرانيان از پيش از ده هزار سال پيش داراي تمدن صنعت بافندگي و تهيه ي لباس بودند زيرا نخ هاي رشته شده بر روي ظرف متعلق به حدود قرن هشتم قبل از ميلاد نقش گرفته است و علاوه بر آن نتيجه ي كاوشهاي باستان شناسي در منطقه  سيلك و تپه گيان آغاز ريسندگي و بافندگي و دوخت را همزمان با خانه سازي و سفال سازي دانسته و عمري ده هزار ساله براي آن تعيين كرده اند ، چنبره هاي دوك كه از گل رس يا سنگ ساخته شده گواه اين امرند نخستين شانه هاي كه از پارچه در ايران به دست آمده متعلق به4000 تا 3500 ق.م است بافندگي و دوخت در شوش رايج بوده است اشياي به دست آمده از شوش روي يك تيغه ي مسي كه اكنون در موزه  لوور موجود است و آثاري از پارچه كتاني كه تيغه ي لابه لاي آن پيچيده شده بود ديده مي شود و اين پارچه كه تار و پود خيلي ظريف و زيباي آن به خوبي قابل تشخيص است در تپه حصار نیز يك ميله ي مفرغي متعلق به سه هزار سال ق.م به دست آمده كه مي توان آن را نشانه پيشرفت و تكامل رسيدگي دانست .

 

آثار يافته شده در سيلك كاشان :

قديمي ترين نمونه ها ي لباس در فلات ايران را مربوط به لباس هاي مجسمه مردي متعلق به 4200 ق.م است لباس اين مجسمه منحصر به لنگي است كه به كمر بسته و معلوم مي شود كه انسان از آن زمان ديگر از پوست حيوانات بطور طبيعي استفاده نمي كرده بلكه از پشم پارچه هاي مي بافته است. و آن را لنگ وار به دور خود مي پيچيده است اين مجسمه به شكل دسته چاقوي استخواني است  كه به شكل شخصي در حالت سلام ساخته شده كه كمي به طرف جلو خم شده و بازوهايش را روي سينه اش قرار داده است. او ملبس به لنگي پارچه ي است كه به نظر تا روي زانو بوده و پاهايش محل الحاق تيغه چاقو است كه از بين رفته است.

 ادامه مطلب نزد نگارنده محفوظ است