پژوهشي در مهرهاي هخامنشي , و آشوری
مقدمه: بر پايه کاوشها و مطالعات باستانشناسي يکي از کهنترين دست ساختهها، که نمايانگر روابط تجاري و بازرگاني بين افراد جامعه است، تودههاي گلي مهر است که از هزاره نهم قبل از ميلاد در بسياري از مناطق شرق باستان به دست آمده است. ارتباط و وابستگي بسيار نقوش، طرحها و شکلهاي متنوع روي اين گونه مهرهاي اوليه، ابزار مفيدي براي مطالعه فرهنگ و تمدن جوامع مختلف خاصه جوامعي است که پيش از اختراع خط در حوزههاي فرهنگي متفاوت و مجاور هم ميزيسته اند. قديمي ترين طرحها نقوش هندسي بودند که با تکنيک ضعيف و ابزار ساده روي تودههاي گلي نقش ميبستند و بدين ترتيب مالكيت شي را نمايش ميدادند. مهر در واقع امضايي بود مربوط به افراد مختلف و نمايشي از قدرت اجتماعي که سيستم اقتصادي جامعه را نظم و انضباط ميبخشيد. مهرها ي اوليه از قلوه سنگهاي کف رودخانه ساخته ميشدند.. در مجموع دو نوع مهر را ميتوان تشخيص داد: مهرهاي استامپي و مهرهاي استوانهاي. تصاوير روي مهرهاي استامپي با قدمتي در حدود 6000 قبل از ميلاد به صورت مثبت يا منفي حکاکي ميشد. آثار کتيبه دار يافت شده از منطقه ميان رودان اطلاعات اجمالي در مورد چگونگي تربيت و آموزش حکاکان، کيفيت کار و مواد سازنده مهر و جايگاه حکاکان در جامعه را به ما نشان ميدهند. از آنجا که مطالعه و معرفي مهرها منبع مطالعاتي مناسبي براي مطالعه هنر، تاريخ و مذهب در شرق نزديک باستان به شمار ميرود نگارنده با راهنمايي استاد ارجمند آقاي دريايي تصميم به بررسي اين امر گرفت. در اين مکتوب ابتدا به بررسي تاريخي اجمالي از مهر و تحول آن در جهان پرداخته و سپس با گذري سطحي از تاريخ هخامنشيان به بررسي مهرهاي آن تمدن ميپردازيم. پيشينه مهر در جهان باستان قديمي ترين مهر از نوع استامپي با قدمتي در حدود 6000 ق.م در دهکدههاي نوسنگي ميان رودان شمالي، آسياي صغير و لوانت به دست آمده است که احتمال ميدهند از آن براي رنگ کردن پارچهها يا بدن آدمي استفاده ميشده است. در ميان رودان مهرهاي استامپي روي تودههاي گلي که به دور طنابي پيچيده شده بود و براي حفاظت در پوش ظرف به کار ميرفت به دست آمده است. بخشي از گردن يک کوزه ذخيره آذوقه که با گل مهر و موم شده بود. اولين مهرها احتمالا از قلوه سنگهاي کف رودخانه ساخته شده اند که طرحهاي هندسي و حيوانات روي آنها حکاکي شده است. برخي از مهرها به شکل حيوانات مختلف چون جوجه تيغي و. .. بودند که احتمالا جنبه جادويي و آئيني داشتند. تصاوير انساني را ميتوان روي مهرهاي دوره عبيد (3600-5000 ق.م) مشاهده کرد. در هزاره چهارم قبل از ميلاد جنس مهرها تغيير کرد و از گل پخته، سنگ گچ، سنگ مرمر سفيد و شيري رنگ در ساخت مهرها استفاده شد. در دورانهاي بعد از سنگهايي چون سنگ آهن، سنگ يماني قرمز يا خاکستري، سنگ يشم، سنگ سليماني، لاجورد و همچنين استخوان و عاج و عقيق نيز استفاده ميشد. شکل مهرها متفاوت بوده به صورت دکمهاي، نيمهکروي، بيضي، مخروطي، مکعب و مستطيل مشاهده شده است. مهر استامپي به شکل جوجه تيغي – ميان رودان شمالي يا سوريه، حلف نيمه هزاره 6 ق.م کهنترين نمونههاي مهر استامپي در ايران از طبقه III تپه سيلک کاشان، طبقه I حصار دامغان، تل باکون A، طبقه I گيان نهاوند و شوش I به دست آمده است. اين مهرها داراي نقوش هندسي ساده يا مخطط تزئيني و نقوش تلفيقي از خطوط مارپيچ، صليبي، مثلثهاي کوچک و دواير تودرتو هستند. در تپه سيلک از عمق 8 تا 11 متري مهرهايي از جنس سنگ همراه با تعدادي اشياء سنگي کوچک چون هاون، گرز، چاقو و اره سنگي به دست آمده است.
مهرهاي مکشوفه از طبقه سوم سيلک حدود هزاره 4 ق.م
مهر مکشوفه از تپه حصار دامغان هزاره 4 ق.م
از نيمه دوم هزاره چهارم قبل از ميلاد همزمان با آغاز شهر نشيني و شکل گيري تمدنهاي اوروک و جمدت النصر مهر استوانهاي در جنوب ميان رودان ظاهر شد. رشد جمعيت و گسترش مبادلات تجاري با مناطق همجوار و دوردست، ظهور خط و نياز بشري از جمله دلايل ظهور اين مهر است. مارک براندر که روي مهرهاي قديم اوروک کار کرده معتقد است که هر دسته از نقوش به گروه خاصي از جامعه تعلق داشته است. مثلا نقش مرد ريش دار با نواري دور سر و دامني با خطوط مورب نمايانگر شاه يا کاهن است که در مراسم آييني نقش مهمي را بازي ميکرده است. او به طور نمادي پرورش دهنده گياهان است.
مهر استوانهاي، اوروک،هزاره چهارم ق.م، باموضوع آييني
مهرهاي جمدت النصر بيشتر جنبه اداري داشته و نقوش روي آنها از زندگي روزمره و فعاليتهايي چون ريسندگي، بافندگي، سفالگري به دست زنان و انجام مراسم مذهبي است. مهرهاي استوانهاي اين دوره نمايانگر ارتباط تجاري بين مناطقي چون شوش، سوريه و مصر است. دو نمونه مهر يافت شده از شوش نمايانگر ارتباط اين منطقه با همسايه غربي – ميان رودان – است. يکي از اين مهرها داراي طرحي متشکل از چهار گل رزت است. مهر استوانهاي با نقش رزت، ايران، شوش
کهنترين مهرهاي کتيبه دار از سه منطقه اور، اوروک و جمدت النصر به دست آمده اند و تاريخي در حدود هزاره سوم ق.م دارند. کتيبهها در آغاز ساده و کوتاه بوده و بعدها طولاني شده و نام، نام فاميل و شغل و. .. را در بر ميگرفته است. در برخي کتيبهها نام الههها و خدايان و شاهان حک شده است. مهر استوانهاي، اور سوم، با 8 سطر کتيبه درون قاب
نقوش متداول روي مهرهاي استوانهاي هزاره سوم قبل از ميلاد را نقش خدايان نيمه انسان و نيمه حيوان تشکيل ميدادند. از اواسط هزاره دوم ق.م مهر هاس استوانهاي در ميان رودان کم کم جاي خود را به مهرهاي استامپي داد که تا اوسط هزاره اول به عنوان شکل حاکم باقي ماندند، که از اين تاريخ به بعد همراه با مهرهاي استوانهاي مورد استفاده قرار گرفته اند.
در آشور جديد طرحها ظريف تر با تزئينات خاص اما به صورت کوچکتري ظاهر شدند. بيشتر آنها مبارزه خدايان افسانهاي مانند ايشتا، مردوک و خداي آشور را که شکل انسان بالدار و فروهر ترسيم شده اند نشان ميدهند. مهر استوانهاي، آشور جديد، ميان رودان، قرن 8 و 7 ق.م در بابل در هزاره اول قبل از ميلاد مهرهاي استامپي داراي صحنههاي مذهبي بودند و معمولا پرستشکنندگان را در مقابل سک.ي قرباني که مظهر خداي مرئوک بود به حالت نيمرخ نمايش ميداند. در سال 1878 ميلادي منانت با بررسي تعدادي از مهرها و اثر مهرها که داراي نقوش انساني در مقابل آتشدان بودند به اين نتيجه رسيد که اين نقوش در بابل جديد در ميان رودان و دوره هخامنشي در ايران در روي مهرها و تابلتهاي بابلي به طور قابل ملاحظهاي استفاده شده است. در زمان داريوش اول در بابل کار ساخت اين گونه مهرها متوقف و مهرهاي خاص هخامنشي يا ايراني جانشين آن شد. آرتور پوپ دو نوع شکل براي مهرهاي استامپي مشخص ميکند : مخروطي و سوسکي شکل. مخروطي از بابل جديد الهام گرفته ام سوسکي شکلها هرچند در سوريه و فلسطين و مصر رواج داشتند اما ابداع جديدي به شمار ميرفتند. مهرهاي سوسکي شکل داراي کفي مسطح و پشت مدورند.مهر استامپي سوسکي شکل (Scaraboid)، سوريه، قرن 8 و 7 ق.م با ظهور دولت هخامنشي مهر استامپي گوي سبقت از استوانهاي ربوده و سرانجام با پايان يافتن هخامنشي مهر استوانهاي متروک ميگردد. از شوش در سبکهاي هندسي پيش از تاريخ مهرهايي به دست آمده که علاوه بر نقوش هندسي طرحهايي از حيوانات به تقليد سبک اوروک نيز يافت شده است. در هزاره دوم قبل از ميلاد در جنوب غربي ايران از شوش و چغازنبيل که در قرن 14 ق.م به دست اونتاش گال پادشاه عيلام ساخته شده بود مهرهايي به دست آمده که نقوش متداول آنهازني به حالت نشسته يا ايستاده با ملازمان، طرحهاي هاشوري و موازي و V مانند است.
اثر مهر استوانهاي، چغازنبيل، ايران
شکار حيوانات به دست پهلوانان درباري سنتي است که از ميان رودان به هنر ايران عصر هخامنشي وارد شده است. اثر مهرهاي مکشوفه از سرخ دم لرستان و شهداد کرمان براساس عملکرد مهرها ميتوان آنها را به چند گروه تقسيم کرد:1- مهرهاي شخصي : مهرهايي بودند که هيچگونه محدوديتي در استفاده از آنها براي طبقات مختلف مردم وجود نداشت و شخص بنابر تمايل خود ميتوانست يک يا چند عدد از آنها را داشته باشد. 2- مهرهاي محلي ورسمي : اين گروه مهرهاي شخصي درباري اند که به طور مسلم نسبت به گروه اول محدوده کوچکتري را شامل ميشوند.
3- مهرهاي نذري : اين گونه مهرها را شاه يا کاهن يا افراد عادي به يک خدا و يا معبد اهدا ميکردند که در واقع جزو دارايي او محسوب ميشدند. گاهي اين مهرها به طور ويژه فقط به خدا تعلق داشت. گروهي معتقدند که اين گونه مهرها در معاملات رسمي معابد و به وسيله کاهنان مورد استفاده قرار ميگرفتند. در طول دوره نوسنگي از ابسيدين براي تراش لبهها و از سنگ سمباده براي تراش قسمتهاي ديگر سنگها و همچنين سيقل دادن آنها استفاده ميشده است.
بررسيها نشان ميدهد که حکاکان احتمالا متعلق به طبقه خاصي در ارتباط با کاخها بودند. در نقاشي ديواري متعلق به سلسله هجدهم هنرمندي درحال ساختن مهر با ابزرا است که احتمالا يکي از ابزارهاي استاندارد براي تراش مهر بوده است. نقاشي ديواري از سلسله هجدهم مصر (2500 – 1500 ق.م) هنرمندي در حال ساختن مهر با مته دستي اولين مرحله ساخت مهر، شکل دادن سنگ بود که با ابزار تراشنده تيز صورت ميگرفت. خراشندههاي اوليه سنگهايي چون کوارتز و سنگ سمباده بودند. پس از شکل دادن سنگ نوبت به سوراخ کردن آنها ميرسيد که با متههاي سنگي که داراي نوک کروي يا لولهاي بودند صورت ميگرفت. مرحله بعدي ايجاد طرح روي مهر بود. چگونگي سبک حکاکي در شکل ابزار تاثير ميگذاشت. ساده ترين ابزار يک قلم حکاکي با نوک اريب يا تيز بود. هخامنشيان از 558 تا 330 ق.م سلسله قدرتمند هخامنشيان بر پهنه وسيعي از جهان حکومت ميکرد. محدوده جغرافيايي اين سلسله در دوران اوج شکوه در زمان داريوش بزرگ از شمال تا مناطق جنوب سيبري، از جنوب تا خليج فارس و درياي عمان، از غرب تا مناطق اروپاي مرکزي و شمال آفريقا و از جنوب تا جلگه سند بود. پادشاهان هخامنشي : • کوروش{دوم} کبير 558-530 ق. م • کمبوجيه دوم 530-522 ق. م • گئومات/برديا 522 ق. م • داريوش يکم 522-486 ق. م • خشايارشا يکم 486-465 ق. م • اردشير يکم 465-424 ق. م • خشايارشا دوم/سسين ديانوس 424-423 ق. م • داريوش دوم 423-404 ق. م • اردشير دوم 404-359 ق. م • اردشير سوم 359-338 ق. م • آرسس 338-336 ق. م • داريوش سوم 336-330 ق. م ريشه شناسي : در نمودار زير ريشه شناسي و تسلسل پادشاهان هخامنشي مشاهده ميشود. ساتراپهاي هخامنشي : ساتراپهاي هخامنشي 30 ساتراپ است که در تصوير زير مشاهده ميکنيد. سازمان اداري : در سال 1933 و 1934 ضمن حفريات تخت جمشيد پايتخت امپراطوري پارس در ديوار استخکامات چندين هزار لوح گلي با متنهاي به خط ميخي عيلامي به دست آمد. اين لوحها در زمان فرمانروايي داريوش بزرگ نوشته شده و تاريخ آن سيزدهمين تا بيست و هشتمين سال فرمانروايي داريوش را در بر ميگيرد.اين مجموعه بخش کوچکي از بايگاني واقعي ديوان شاهي بود. لوحها به صورت خام نگهداري ميشد اما وقتي اسکندر در سال 330 ق.م پس از تسخير تخت جمشيد مجموعه کاخها را به آتش کشيد، در حالي که تعداد نامشخصي از لوحها براي هميشه نابو د شد، تصادفا بخشي از آنها در لهيب آتش بزرگ پخته شد و براي ما محفوظ ماند. لوحهاي موجود مربوط به سرزمين اصلي هخامنشيان، يعني پارس يا فارس امروزي و سرزمين جلگهاي و پرآب عيلام است. متنها در مجموع فقط يادداشتهاي اداري است. در ميان اين اسناد حتي گاهي پرداختها ومخارج چند ماه يا حتي يک سال تمام در يک حسابرسي نهايي جمع بندي شده است. با در کنار هم نهادن اين اطلاعات مجرد و پراکنده، به تصوير جانداري از زندگي امپراطوري هخامنشيان دست مييابيم. در ميان لوحها گاهي هم سندهاي يک حوزه و هم گزارش بندي اين سندها موجود است. تصديق درستي اين ترازنامهها با سه کارمند بوده که نخست از کسي که رئيس کل انبار بخش مربوط است نام برده شده است و مهر وي در روي سند زده شده است. پس از رئيس کل انبار مقام دوم هميشه يک آتش ريز است. اين مقام، مقام رسمي روحاني محل است. او بايستي همزمان امور اداري را کنترل ميکرد و با مهر خود مسئوليت صحت صدور سند را به عهده ميگرفت. مقام سوم نگهبان انبار ناميده شده است. با توجه به مطالب بالا ميتوان دريافت که در بار هخامنشي داراي يک سلسله مراتب ديواني بوده است. از يافتههاي تختجمشيد ميتوان با اين مقامها آشنا شد. بلند پايه ترين مقامهاي نظام اداري : 1- رئيس تشريفات – شاهنشاهي بزرگ ايران به ساتراپهاي بزرگي تقسيم شده بود که در راس هر يک از آنها ساتراپي قرار داشت. سرزمين مرکزي ايران، يعني پارس بدون ساتراپ بود و شخص شاه و بلندپايه ترين مقام پس از او که او را رئيس تشريفات ناميدهايم مستقيما حکومت ميکردند. قلمرو وظايف رئيس تشريفات بسيار گسترده بود. براي آنکه بتواند از عهده تمام وظايفش بر آيد منشيهاي متعدد داشت. مسافراني که از ساتراپهاي هخامنشي ميآمدند هميشه گذر نامهاي از ساتراپ خود همراه داشتند. ظاهرا کارمندان خق صدور گذرنامه نداشتند. در تخت جمشيد معمولا رئيس تشريفات مدارک مربوط به سفر را صادر ميکرد. هنگامي که شاه اقامتش را تغيير ميداد رئيس تشريفات ميبايستي تدارکات لازم را براي راحتي سفر و هنگام ورود وي به منزل جديد فراهم ميآورد. رئيس تشريفات مسئول ذخيره مايحتاج و نظارت بر مالياتها نيز بود. 2- قائم مقام رئيس تشريفات – قائم مقام رئيس تشريفات داراي همه وظايفي بود که براي رئيس تشريفات بر شمرديم. او در غياب شاه و رئيس تشريفات مسئوليت اداره امور را بر عهده داشت. 3- سازمان دربار – در پايان نبشتههاي بسياري از لوحها، يادداشت منشي به چشم ميخورد. منشيها ي سازمان در بار نام خود را روي لوحها مينوشتند و لابد خود نيز مقام ويژهاي داشتند. چون معمولا دستورهاي دربار و يا قائم مقام رئيس تشريفات از اعتبار ويژهاي برخوردار بود و همچنين همه گزارشهاي ديواني اداري زير نظر اين دو بود حتما لازم بوده است که به هنگام کنترل دريافت شود که چه کسي دستور را نوشته است. به همين دليل اغلب منشي نام خود را ميآورد. جالب است که بيشتر منشيها نام ايراني دارند. 4- خزانه دار – يکي ديگر از مديران تخت جمشيد خزانه دار در بار بود. در اغلب موارد خزانه دار از رئيس تشريفات دستور ميگرفت که مثلا چه مقدار نقره به کارکنان در بار بپردازد. مسئوليت همه پرداختها با خزانه دار بود. در انتها نيز همه کارمندان و کارکنان دربار قرار داشتند. مهر: يک کارمند در سفر هميشه گذر نامهاي ممهور به همراه داشت. در اين گذرنامه آمده بود که دارنده گذرنامه از سوي چه کسي ماموريت دارد، چه مسيري را طي ميکند و چه ميزان آذوقه براي مصرف شخصي خود بايد دريافت کند.اين هزينهها ثبت ميشد و در هر مرکز حسابرسي يک نفر عيلامي با گل تازه آماده انجام وظيفه بود. نويسنده فورا کلوچهاي از گل برمي داشت و با دست هايش آن را به شکل لوح در ميآورد. اغلب اثر اين دستها بر روي گل ديده ميشود. يک روي لوح با دست شکل گرفته، بر ميزي کوبيده ميشد تا سطح آن هموار شود. سرانجام کارمند مسئول روي سمت چپ همين سطح مهر خود را ميفشرد. تابلت گلي به کمک قلم مخصوص نشان ميخي را روي لوح ثبت ميکردند و کالاي تحويل شده را به دقت ثبت ميکردند، کارمند مخصوص با مهر خود نوشته را تاييد ميکرد و دريافت کننده نيز نقش مهر خود را يا در قسمت پايين نوشته و يا اگر جاي کافي نبود بر پست لوح ميگذارد. تابلت گلي با تعدادي اثر مهر بنابراين هر عضو دربار شاهنشاهي هخامنشيان که به نحوي با سازمان اداري سر و کار داشت ميبايستي هميشه مهر خود را به همراه داشته باشد.از همين روي برخي از کارمندان مهر خود را از گردن خويش ميآويختند. مجسمه کوچکي از عاج که متاسفانه سر آن از ميان رفته به خوبي نمايانگر اين امر است. با اينکه اين مجسمه در مصر به دست آمده است از شکل لباس آن پيداست که يک پارسي است. تصوير شماره شايد همان مهري است که از گردن مجسمه مرد ياد شده آويخته است. اين مهر از کوارتز خالکدون درست شده است. اين مهر که از مقر ساتراپ ايراني در سارد به دست امده است موجود افسانهاي بالداري را با بدن شير و ير قوچ نشان ميدهد. مهري از کوارتز همانطور که ذکر شد رئيس تشريفات از بلن پايه ترين مقامهاي دربار بود. فرنکه رئيس تشريفات زمان داريوش بود. مهر وي گم شد و او مجبور شد به تمام ساتراپها بخشنامه کند که مهرش گم شده است و مهر جديد خود را معرفي کند. روي مهر وي نام او به خط آرامي نوشته شده است. اثر مهر فرنکه جانشين فرنکه در زمان خشايارشا، اسپه چانه، مهر ويژه خود را داشت اما مهر او به خط عيلامي است. اثر مهر اسپه چانه جانشين اسپه چانه، رته تخمه که از سال 4 تا 19 خشايارشا رئيس تشريفات بود يک مهر شاهي از خشايارشا دريافت کرد. اين مهر از آن داريوش بود. روي اين مهر به فارسي باستان، عيلامي و بابلي نوشته شده بود «من داريوش. .. »، ظاهرا« شاه شاهان». بقيه متن مهري که اثرش در دست است خوانا نيست. در اين مهر در ميان دونخل يک پهلوان شاه با لباس پارسي و تاج مضرس نقش شده که با دو دستش گريبان دو شيري را که در دو طرفش ايستاده گرفته است. اثر مهر رته تخمه بعدها هنگامي که در سال 20 خشايارشا، رته ثورا به مقام رئيس تشريفات رسيد به دريافت يکي از مهرهاي خشايارشا با متن «من خشايارشا شاه شاهان» مفتخر شد. اثر مهر رته ثورا مهر هخامنشي منابع مهم مطالعاتي مهرهاي هخامنشي خزانه تخت جمشيد مربوط به داريوش اول، خشايارشا و اردشير، آرشيو موراشو از نيپور همزمان با اردشير و داريوش دوم است. مهرهاي موجود در آرشيو تخت جمشيد از لحاظ تصويرنگاري نسبت به آرشيو موراشو تنوع کمتري دارند. مهرهاي رايج اين دوره را ميتوان به دو گروه مهرهاي استامپي و مهرهاي استوانهاي تقسيم کرد. بيشترين تعداد مهرها را مهرهاي استوانهاي تشکيل ميدهند. شواهدي نيز از وجود مهرهاي استامپي که به صورت مهر نگين استفاده ميشدند در دست است. اين نوع استامپي برخلاف مهر استوانهاي که کاربرد رسمي داشتند بيشتر شخصي و خصوصي بودند. مهرهاي هخامنشي به علت ارتباط تصويرنگاري و حکاکي با هنر دو تمدن بابل و آشور به طور کامل جانشين مهرهاي بابل جديد در بابل شد. جان بردمن بر اساس طرحهاي حکاکي شده روي مهرهاي استامپي هخامنشي آنها را به 4 گروه تقسيم کرده که عبارتند از : 1- مهرهايي با طرح يوناني و به سبک يوناني 2- مهرهايي با طرح شرقي و مشابه آنچه که در ديگر آثار هخامنشي ديده شده 3- مهرهايي با سبک درباري هخامنشي 4- مهرهايي با طرحهاي غير يوناني، آناتولي و هخامنشي و بدون کتيبه مهمترين نمونه از مهر استوانهاي اين دوره مهر مربوط به داريوش شاه بزرگ هخامنشي است که از مقبرهاي نزديک طبس در مصر يافت شده است و در موزه بريتيش ميوزيوم لندن نگاهداري ميشود.اين مهر 3.7 سانتي متر ارتفاع دارد. اين مهر داراي سبکي است که در حجاريهاي هخامنشي در ايران استفاده شده است.در يک طرف اين مهر نقش شاه است در ارابه دوچرخ با کماني در دست در حال تيراندازي به سوي شيري که روي دو پاي عقب خود ايستاده است.شير ديگري که با تير شاه کشته شده زير ارابه افتاده است.ارابه راني نيز در حال راندن است. در بالاي سر شاه تصوير اهورامزدا و در طرفين ارابه نيز دو درخت نخل حکاکي شده اند. نخل در فرهنگ هخامنشيان سمبل حاصلخيزي است. در طرف ديگر مهر نام پادشاه و عنوان او به فارسي باستان، عيلامي و بابلي حک شده است. مهر داريوش بزرگ اين مهر علاوه بر اينکه داراي ويژگيهاي هنر هخامنشي است اما نفوذ هنر يونان و آشور و بابل را نيز نمي توان ناديده انگاشت. جنس مهرها ي هخامنشي: از مهرهاي مهم هخامنشيان مهرهاي عقيق بشکهاي ميباشد و همانطور که ذکر گرديد عقيق از بدخشان افغانستان به ايرا ن آورده ميشد. مهر عقيق بشکهاي شکل، ايران، هخامنشي، قرن 6 و 5 ق.م بيشتر مهرهاي استوانهاي ظريف هخامنشي از سنگ يماني روشن، سنگ لاجورد آبي تند يا سنگهاي رنگارنگ ديگر ساخته ميشدند. مهرهاي ساخته شده از مواد پست تر، مانند سنگ آهکي صورتي مايل به قهوهاي يا خاکستري يا سياه، سنگ صابوني يا حتي گل پخته احتمالا به کارمندان با درجات پايين تر تعلق داشتند. مهر استوانهاي، عقيق، با دو سبک هخامنشي – بابل جديد مهرهاي حلقه انگشتري نيز در حفريات ايران و ميان رودان از زمان هخامنشيان به دست آمده است که يکي از بهترين نوع کار و طراحي متغلق به گروهي است که به نام ايراني – يوناني معروفند. اين نوع مهرها با سنگ و فلزات گرانبها کار شده اند. نقوش مهرهاي هخامنشي • تصاوير و نقوش روي مهر به طور کلي به گروههاي زير تقسيم بندي ميگردد:1- مجالس ميهماني 2- صحنههاي جنگ 3- صحنههاي شکار 4- تصاوير حيوانات بادرخت مقدس يا بدون آن 5- تصاوير حيوانات در ارتباط با انسان 6- تصاوير اسفنکس و گريفون در صحنههاي شکار تصوير شخصي با لباس پارسي و تاجدار در حالتهاي نبرد تن به تن يا در حال تيراندازي به حيوانات مشاهده ميشود. اين شخص گاهي بين دو حيوان بالدار ايستاده و گاهي مسلح به تير و کمان يا نيزه است و گاهي در حال بلند کردن آنها از طريق پاهاي عقبي حيوان است. مهر استوانهاي از سنگ يماني، ايران، هخامنشي، قرن 6 و5 ق.م طرح لباسها در اين دوره نيز داراي خصوصيات خاص زمان خود است. در حالت معمولي لباس آستين گشاد و آويزان و دامن داراي چينهاي عمودي که به طور اريب زير يکديگر قرار ميگيرند. گوشه چينها به دو صورت راست يا افتاده است. در اثر کشيده شدن کمربند شيارهايي روي کمر ايجاد ميشده است. اين نوع لباس شبيه تونيک يا قباهاي کوتاه يوناني است با اين تفاوت که در هنر يونان چينهاي لباس در جلو دسته ميشدند، اما در هخامنشي طرح لباس در جلو داراي حالت گرد است. ما نمونه اين پوشش را در نقوش تخت جمشيد داريم. خانم اديت پرادا براي مهرهاي استوانهاي که داراي نقوش با اين لباسند واژه پروتو- هخامنشي را به کار برده است. در اين گونه طرحها موي سر به صورت جمع شده در پشت گردن و گاهي با سربند به روش آشوري آرايش شده است. مو غالبا بلد و داراي شيارهاي عمودي است. گاهي تاج با لبه زيگزاگي نيز بر سر پهلوانان و شاهان روي مهرها ديده ميشود. جان بردمن اينگونه اشخاص را "قهرمان مادي" مينامد چرا که معتقد است آنهايي که لباس مادي دارند، مادي و آنهايي که پوشش شبيه آشوريان دارند پارسي اند. مهر استوانهاي، هخامنشي، انواع مختلف پوشاک هخامنشي گريفون شيرها که در هنر آشور مياني نيز ديده شده از طرحهاي رايج دوره هخامنشي است. اين شيرها غالبا داراي گوشهاي دراز با شاخهاي گاو نر، يک بدن شير با پاهاي جلو، بالدار، پنجههايي مانند پرنده و يک دم کوتاه مواج است. اسفنکسهاي شاهي نيز در حالتهاي مختلف گاهي کنار گياهان يا زير صفحه خورشيد بالدار قرار دارند. گاو نر بالدار سلطنتي که روي مهرهاي سوسکي شکل و استوانهاي ديده شده روي مهرهاي هرمي شکل نيز مشاهده شده است.اين نوع تصاوير را ميتوان در حکاکيهاي يونان باستان مشاهده کرد. مهر استوانهاي، آشور جديد بيشترين موضوع مشترک در مهرهاي هخامنشي نمايش شخصي تاجدار با لباس پارسي است که به طور پيروزمندانهاي بين دوحيوان يا دو موجود بالدار ايستاده است. مهر استوانهاي، لبنان، هخامنشي، سده 5 ق.م مهرهاي هخامنشي کوچکتر از مهرهاي سبک آشور جديد و بابل جديد بوده و در نقاط مختلف امپراطوري پهناور هخامنشي مانند جيحون، سينايي، ماراتون و مصر يافت شده اند. مهر استوانهاي، ماراتون، يونان، هخامنشي مهر استوانهاي – تپه Heir، سينايي قرن 5 ق.م مهر استوانهاي، مصر، هخامنشي، با کتيبه به سه زبان پارسي باستان، عيلامي و بابلي (داريوش اول،شاه بزرگ) مهر استوانهاي، گنجينه جيحون، صحنه نبرد با دشمن مهرهاي زنان هخامنشي نقوش روي مهرها ميتواند بيانگر نقش و وضعيت زنان در دوره هخامنشي باشد. نقش مهر زير که امروزه در موزه لوور پاريس نکهداري ميشود ظاهرا مجلس بارعام در تخت جمشيد است. درست به همان شکل که شاه در مجلس بار نشسته است در اين مهر زني بلندپايه بر صندلي تخت مانندي که پشتي مرتفعي دارد نشسته، پاهايش را روي چهارپايه گذاشته و گل نيلوفري در دست دارد. لباس اين زن لباس دربار هخامنشي است. در مقابل او نديمهاي با موي بافته بلند ايستاده است و پرندهاي در دست دارد. در مهرهاي زيادي زنان ايراني با لباس چين دار ديده شده اند. مثلا در مهر زير که در لندن نگهداري ميشود زني را ميبينيم گل نيلوفري در دست و با موي بلندي که در قسمت پايين چندين گلوله به آن بافته شده است. در مهر ديگري در آکسفورد مردي ايراني با لباس سوارکاري و باشلق روي چهارپايهاي نشسته و در مقابل وي زني با لباس ديگر جام به دست در حال پذيرايي است. در مهري که امروز در لندن نگهداري ميشود به وضوح پيداست که پرندهاي که اغلب در نقش زنهاي نشسته به چشم ميخورد به هيچ وجه براي قرباني کردن در راه خدايان نيست. در اينجا زني نشسته در حال دادن پرنده کوچکي به دخترش براي بازي است. اين مهر چهار رويه است. در زير مهر ملکه رته بامه همسر اول داريوش را مشاهده ميکنيد که نقش يک سوارکار در حال شکار دوگورخر است. نقش زير مربوط به مهري استوانهاي در لوور است که زني را در حال آرايش نشان ميدهد. زني متشخص در حالي که روي چهارپايهاي نشسته است به آينه نگاه ميکند. نديمهاي که در پشت سر او ايستاده است مشغول بادزدن اوست. مهرهاي عامه همانطور که قبلا ذکر شد مردم عامي نيز ميتوانستند مهر داشته باشند. در زير مهر کشاورزي را مشاهده ميکنيد که در حال شخم زدن زمين است. در انتها به معرفي تعدادي مهر شاخص بدست آمده از حفريات سايتهاي هخامنشي ميپردازيم. الف – آتشدان – بخوردان، هخامنشي ب – مهر استوانهاي با نقش اهورامزدا و موجودات اسطورهاي ج – مهر استوانهاي، کرمانشاه، ايران، با نقش حيوان بالدار و نقش حاشيه که موتيف مصري ميباشد. مهر استوانهاي سنگي محل کشف : خزانه تخت جمشيد، نام حفار : اشميت، محل نگهداري : موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 1448)، ابعاد : 1× 2 سانتي متر، شماره نگاتيو :16577 مهر چند وجهي محل کشف : شوش، ابعاد 4/1× 2 سانتي متر محل نگهداري : موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 818) شماره نگاتيو :2-16091 مهر استوانهاي با کتيبه به خط ميخي محل کشف : خزانه تخت جمشيد، نام حفار : اشميت محل نگهداري : موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 695) شماره نگاتيو :94.16.93.16.90.16.89.16 مهر استوانهاي محل کشف : پاسارگاد، نام حفار : اشميت 1340 محل نگهداري :موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 2257) ابعاد : طول 6/2 سانتي متر و قطر 3/1 سانتي متر مهر استوانهاي محل کشف : شوش محل نگهداري : موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 70/1447) مهر استامپي – استوانهاي محل کشف : تخت ابونصر ابعاد 30/2 × 1/2 سانتي متر محل نگهداري : موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 815) مهر استامپي محل کشف : خزانه تخت جمشيد، راهرو بين اتاقهاي 37 و 40 در کف راهرو نام حفار : اشميت، ابعاد : 25/2 × 2/1 سانتي متر محل نگهداري :موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 775) شماره نگاتيو : 16085 مهر استامپي محل کشف : نامعلوم، تاريخ کشف 13/4/1334، محل نگهداري :موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 1850) مهر استوانهاي محل کشف : اصفهان تاريخ کشف : 12/2/1341 ابعاد 6/1 × 2/2 سانتي متر محل نگهداري : موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 2311) مهر استامپي محل کشف : خوزستان ابعاد :طول 2 سانتي متر، قطر 8/1 سانتي متر محل نگهداري : موزه ملي ايران – بخش مهر و سکه (ش ثبت 215/1360)
مشابهت های مهرهای استوانه ای چغازنبیل و هفت تپّه با مهر های
بین النهرین
اولین حکومت مرکزی در ایران از اوائل هزاره سوم پ.م با روی کار آمدن سلسله اوان آغاز گردید و متعاقب آن سلسله های دیگر ایلامی از جمله سیماش ، اپارت ، ایکلهاکی ، شوتروکها و ایلام نو به حکومت این سلسله ادامه دادند تا اینکه با لشکر کشی آشوربانی پال ، پادشاه آشور ، دولت ایلام قدرت خود را از دست داد و بعدها به یکی از ساتراپیهای دولت هخامنشی تبدیل شد . محدودۀ جغرافیای سیاسی ایلام ، که تاکنون با استناد به شواهد باستان شناختی می توان در نظر گرفت ، محدوده ای است که از شمال به خرم آباد ، از شمالشرق تا قسمتی از استان اصفهان ، از شرق به استان فارس، ازجنوب به خلیج فارس و از غرب به بین النهرین محدود می شود (صراف70:1373).
در مورد محدوده تمدن ایلام اطلاعات چندانی در دست نیست.مدارک به جای مانده از ایلام سه رودخانه اصلی را در محدوده این سرزمین معرفی می کند که عبارتند از اوکنو[1] ، ایتیت[2] و اولای[3] و آنها را معادل کرخه، دز و کارون دانسته اند (cameron1936:53-55). ایالت سیماش در مرکز ایلام قرار داشته و بر طبق مدارک برای اولین بار در حدود 2100 پ .م ، هنگامی که پادشاه آن به حضور پوزور این شوشیناک رسیده ، نام آن دیده می شود (Cameron1963:38). احتمالاً پایتخت سیماش در حوالی خرّم آباد فعلی قرار داشته است (Hinz1936:11). ایلام از جنوب شرق نیز به منطقۀ مال امیر که در حدود کشور انشان بوده می رسیده است و به این مطلب در کتیبه شوتروک ناهونته دوّم پادشاه انشان و شوش اشاره شده است (cameron1936:9-158). کاوشهای انجام شده تلّ ملیان را مرکز پادشاهی انشان معرفی می کند(Sumner1985). همچنین کاوشهای باستان شناختی دور اونتاش[4] را چغازنبیل(Labat1963:2) و کاپناک [5]را هفت تپه (Negahban1991) معرفی کرده اند. محل شهرهای دیگری نیز مربوط به پادشاهی ایلام بازشناسی شده اند که از آن جمله می توان به محل شهر ناگیتو[6] در اطراف رود کارون(Cameron1963:163) و آیاپیر[7] و شیلهیت[8] در اطراف مال امیر ایذه اشاره کرد(Seheil1930:72). آمیه ایلام را به طور کلی به سه بخش تقسیم میکند: دشت شوشان در غرب، خود ایلام شامل سیماش و اوان در مرکز و انشان در شرق(Amiet1979). به چند دلیل می توان گفت که شوش نسبت به ایلام از اهمیّت کمتری برخوردار بوده و شاید فقط به عنوان پایتخت زمستانی ایلام در نظر گرفته شده از آن جمله می توان به نامیدن این شوشیناک خدای حامی شوش بعد از خدایان ایلام و انشان، یا سلسله مراتب سیاسی در ایلام اشاره کرد که بر اساس آن پس از مرگ سوکل مخ اعظم سوکل ایلام و سیماش قدرت برتر را به دست می گرفت و سوکل شوش جانشین سوکل ایلام و سیماش می شد (والا 251:1373).
چغازنبیل
این محوطه در 45 کیلومتری جنوب شرق شوش قرار گرفته، مساحت آن در حدود 1300*1000 متر بوده و رود دز از جبهه شمال غربی و به فاصله یک کیلومتری آن به سمت شمال شرق در جریان است (صراف 74:1373). اوّلین بار کنت دومکنم از این محل بازدیدی به عمل آورد و در فاصله سالهای 1963 تا 1939 میلادی در این محل به گمانه زنی پرداخت. آجرهای کتیبه دار مکشوفه از این محوطه آثار معبدی را که به دست اون تاش گال پادشاه سلسله شوتروکی (حدود 1250پ م) ساخته شده بود نشان می داد (مقدم 9:1342).
کاوشهای دومکنم توسط گیریشمن از سال 1952 میلادی از سر گرفته شد .نتیجه این کاوشها توانست محل شهر باستانی دوراونتاش را در این محل مشخص کند. گیرشمن گزارش این این کاوشها را در دو جلد منتشر کرد(Ghirshman1966-1968). سه حصار خشتی تودرتو ابنیۀ مذهبی و غیر مذهبی شهر را محصور می سازد. کاخهای شاهی نیز در حدّ فاصل حصارهای اول و دوم قرار دارد.دروازه اصلی شهر در شرق حصار اول قرار دارد (صراف 74:1373). تعدادی نیایشگاه کوچک در جریان کاوش در دیوارهای حصار جنوب غربی کشف شد که در آنها تعدادی مهر استوانه ای به دست آمد. دو قطعه از این مهرها در درون طاق نما، چهار قطعه در نیایشگاه شماره 2، چهل و هفت قطعه در نیایشگاه شماره 3 و هفتاد و چهار قطعه در نیایشگاه شماره چهار به دست آمدند (Ghirshman1966:17).
هفت تپه
هفت تپّه در حدّ فاصل رودهای کرخه و دز و در فاصلۀ پنجاه کیلومتری جنوب اندیمشک و یکصد کیلومتری شمال اهواز و 10 کیلومتری جنوب شرق شوش به خطّ مستقیم قرار گرفته و از چهارده تپه بزرگ تشکیل شده است (نگهبان 37:1372). مساحت این محوطه در حدود 1000*1500 متر مربع است (نگهبان 47:1365). این محوّطه در اواخر قرن نوزدهم میلادی توسط پروفسورژاک دمورگان بررسی و ثبت شد (دمورگان 43:44:1336) و مجدداً در سال 1344 هجری شمسی توسّط هیئتی به سرپرستی دکتر عزت الله نگهبان مورد بازبینی قرار گرفت (نگهبان47:1365). در جریان احداث جادّه ای جهت تسطیح راه عمومی طرح نیشکر هفت تپّه قسمتی از این آثار مضطرب گردید و در نتیجۀ لزوم کاوش اضطراری در این محوّطه احساس شد و در زمستان 1344 هجری شمسی اوّلین فصل کاوشهای هفت تپّه به سرپرستی دکتر نگهبان آغاز گردید که تا بهار 1355 طی دوازده فصل به طول انجامید (نگهبان 38:41:13:19:1372). با استناد بر کتیبه های موجود بر روی برخی الواح گلی و اثر مهرهای مکشوفه از هفت تپّه احتمال اینکه هفت تپّه محل شهر باستانی کاپناک باشد بسیار زیاد است (نگهبان38:1372). آثار معماری مکشوفه از این محوّطه شامل مجموعه آرامگاه تپتی آهار و معبد خصوصی این مجموعه، محوّطه حیاط معبد و الحاقات آن، واحدهای مسکونی و بناهای خشتی و گلی و بنایی که از دو قسمت تشکیل شده و توسّط حفار، زیگورات یا کاخ نامیده شده است (نگهبان 69:130:1372). در جریان کاوش در این مجموعه تعدادی مهر استوانه ای و مسطّح نیز به دست آمدکه شرح آنها در ادامه خواهد آمد. تاریخ گذاری انجام گرفته توسّط دکتر نگهبان بازۀ زمانی 1505 تا 1350پ.م را نشان می دهد (نگهبان 48:1365)که آمیه نیز با این تاریخ گذاری موافق است(آمیه 11:12:1372). هفت تپّه در واقع قدیمی ترین شواهد استقراری به دست آمده از دوره ایلام میانی قدیم است (مجیدزاده 75:1370).ّ
مهرهای استوانه ای چغازنبیل
تعداد زیادی مهر استوانه ای در جریان کاوش در چغازنبیل به دست آمد. مجموعاً 127 مهر از این محوطه به دست آمد که دو قطعه از آنها تخت و بقیه را مهرهای استوانه ای تشکیل می دهد[9]. جنس مهرهای استوانه ای از سنگ، خمیر شیشه و شیشه بود (Ghirshman1966:17). پرادا این مهرها را در پانزده گروه تقسیم بندی می کند که گروه پانزدهم را مهرهای تخت تشکیل می دهد (پرادا 13:162:1375).
گروه اول شامل مهرهای استوانه ای شیشه ای سبک کاسیت که بر مبنای موضوعاتشان عموماً اشخاص قد بلند، باریک اندام که حالت ستایش به خود گرفته اندو بر مبنای سبک حکّاکی مشابه مهرهای استوانه ای بابلی کارگزاران شاهان کاسیت هستند (طرح 1). مشخّصۀ این مهرها استفاده از شیشۀ آبی تیره است و با تحلیل جزئیات می توانیم ضابطه های محلّی در زمینۀ روش حکاکی را روشن سازیم. از این گروه 14 مهر بدست آمده است (پرادا 13:1375). از موتیفهای بکار رفته در این گروه از مهرهای چغازنبیل می توان به کاج استیلیزه در بالای مهر اشاره کرد که بر روی جامی از قیر طیبعی مکشوفه از شوش و همینطور مهر استوانه ای کیدین مردوک که در یونان در تبس[10] کشف شده، نیز دیده می شود (پرادا 13:14:1375). اشخاصی که بر روی این مهرها دیده می شوند لباسهایی به صورت پلکانی با حشیه دوزی بر تن دارند که با پوشاک ستایشگران مهرهای استوانه ای کاسیت تفاوتی ندارند (Van Buren1954:7). بر روی این گروه از مهرها می توانیم خدایانی از جمله شوکامونا و نرگال را نیز مشاهده کنیم، کتیبۀ این مهرها که فقط رونوشت و تقلیدی از کتیبه های کاسیت بوده غالباً نام خدایان بابلی را ذکر می کرده اند (پرادا 16:1375). از موتیفهای دیگر در این گروه از مهرهای چغازنبیل نقش گوزن است که آن را می توان دارای منشا ایرانی دانست که در مهرهای کاسیت بابلی به ندرت مشاهده می شود (پرادا 17:18:1375). لازم به ذکر است منشا ایلامی مهرهای استوانه ای شبیه کاسیتی چغازنبیل به علّت استفاده از شیشه کاملاً مورد تایید است (پرادا 16:1375).
اختلاف قدّ بین شخصیتها که امکان متمایز کردن خدا را از ستایشگران می دهد در حکاکی کاسیت بابلی بیشتر از چغازنبیل ظاهر شد (پرادا 18:1375). (تصویر1،طرح 2) از دیگر موتیفها در این گروه باید به نقش گوزنی اشاره کرد که هم در مواردی که خدا و ستایشگر او در مقابل هم هستند. برای جدا کردن این دو از هم به کار می رود و هم در صحنه هایی که خدا به تنهایی حضور دارد و آنرا می توان نمادی جهت معرّفی خدا دانست (Van Buren1954:15-19). از موتیفهای دیگر مهرهای چغازنبیل نقش بادبزن است که آنرا در مهرهای استوانه ای آشوری قرن نهم و هشتم پ.م نیز می بینیم. این نقش قابل مقایسه با مهرهای متعلق به نیپور، اور و آکاد (Ward1910:224).( تصویر2،طرح 3) این موتیف را باید یک موتیف ایلامی دانست (پرادا 21:1375). از دیگر نقشها می توان به نقش دو حشره بین خدا و ستایشگران او اشاره کرد.که احتمالاً این حشرات مگس هستند(تصویر3،طرح 4). مگس در مصر نماد شهامت جنگی است و احتمالاً در ایلام نیز چنین بوده است (Porada1964:12). از دیگر نقوش این گروه نیز می توان به نقش موجودات عجیب الخلقه (سیمرغ،نوعی لاشخور و گاو بالدار) و همچنین نقش ابوالهول اشاره کرد (پرادا 22:1375).( تصویر4،طرح 5) گروه دوم شامل مهرهای استوانه ای شیشه ای سبک ایلام پیشرفته که در آن تاثیراتی از مهرهای استوانه ای سبک کاسیت با سبکی کاملاً ایلامی مشاهده می شود. نقوش این مهرها در قابهایی متشکّل از خطوط نازک متقاطع و ردیفهایی از نقاط دایره ای شکل حک شده اند که نقاط دایره ای شکل را شاید بتوان مصداقی از گل میخهای سفالی با سر لعابدار مکشوفه از یکی از اتاقهای زیگورات دانست (Ghirshman1954:87). خدایان حک شده در مهرهای شیشه ای سبک ایلام پیشرفته غالبا چنگی در دست دارند(تصویر5،طرح6) و سرشان با کلاهی مخروطی پوشیده شده و پیراهنی چین دار با حاشیه یراق دوزی شده بر تن دارند (پرادا 33:1375)
گروه سوم شامل مهرهای استوانه ای بدل چینی و شیشه ای که خدایان را به نمایش می گذارند دارای سبکهای متنوّعی هستند که عموماً منشا ایلامی دارند هر چند که تاثیراتی از هنر بین النهرین (از جمله علامت شمش به صورت پرچمی با هفت کره کوچک درون آن) نیز در آنها مشاهده می شود. در روی این مهرها خدایانی را در ارتباط با گرامیداشت آب (تصویر6،طرح7) همینطور آئین و مناسک مربوط به آتش(تصویر7،طرح8) مشاهده می کنیم(Amiet1966:369).
مهرهای مربوط به مناسک آتش را می توان به دو گروه تقسیم کرد دسته ای که شخصیّتها را به طور واضح امّا با برجستگی خیلی کم بر روی مهرها نشان می دهد و دسته ای که دارای خطوط عمیق است. از ویژگیهای این دسته سرهای انسانی استیلیزه شده است (Amiet1966:44). صحنه های شکار به خصوص شکار با تیر و کمان در حکّاکی ایلامی نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. قربانیان شکارچیان روی این مهرها عموماً حیوانات شاخدار هستند.( تصویر8،طرح9) در این صحنه های شکار تصویر درخت مقدّسی نیز به چشم می خورد که می تواند آنرا فراتر از یک شکار دنیوی و آلوده به مسائل غیر مذهبی معرّفی کند (پرادا 51:1375). دستۀ بعدی شامل مهرهای استوانه ای بدل چینی و قیر معدنی که در این گروه اهریمنان به صورت موجوداتی دارای بازوهای بلندی هستند که بعضاً بلندی آن به اندازۀ بالهای این موجود است.( تصویر9،طرح10) این موجودات شیر سر بسیار غول آسا هستند (پرادا 59:1375). نقش کردن این موجودات اهریمنی به منظور حفاظت صاحب مهر در برابر نیروهای بد و شیطانی بوده است (پرادا 60:1375). تاریخ اکثر مهرهای استوانه ای لعابی به قرن هشتم پ.م می رسد (پرادا 61:1375). فقط یک نمونه از مهر استوانه ای از قیر معدنی در چغازنبیل به دست آمده است (پرادا 62:1375). در گروه مهرهای استوانه ای بدل چینی حیوانات شاخداری را در کنار یک درخت کم و بیش پر شاخ و برگ مشاهده می کنیم. این حیوانات شاخدار عموماً آنتیلوپ های رودر رو یا چند گاو نر را نشان می دهند (پرادا 68:1375). در گروه مهرهای استوانه ای بدل چینی یا لعابی شخصی را مشاهده می کنیم که کوزه ای به شکل تنگ را که حالت مورّب دارد و نزدیک به دهان شخصی است و این را القا می کند که شخص در حال نوشیدن از آن است در تعداد کمی از مهرها شخص دیگری در مقابل او ایستاده است و گاهی کوزه ای نیز در دست دارد (پرادا 77:1357). در مقابل شخص نیز میزهایی که گاهاً با پایه های خمیده به شکل پاهای حیوانات سم دار نمایش داده شده اند دیده می شود (پرادا 81:1375). این اشخاص عموماً کلاهی بر سر دارند که آمیه آنرا با عنوان "کلاه با لبه آفتابگردان" معرفی می کند و مختص ایلام است (Amiet1966:415). در گروه مهر های استوانه ای بدل چینی موتیف ابوالهولهای رودر رو و ردیفهای حیوانات معمولا روی یک مهر استوانه ای و به طور توامان ظاهر می شوند. ( تصویر10،طرح11) در این مهرها ابوالهولها موجودات تهدید آمیز و ترسناکی هستند و حیواناتی که معمولاً به صورت سه بز کوهی در قسمت بالای تصویر به نمایش در می آیند موجوداتی متّضاد این ابوالهولها محسوب می شوند. و این موجودات موافق همان چیزی هستند که آمیه از آنها مثلاً به عنوان فرشته ماهی نام می برد (Amiet1966:376).در گروه مهرهای استوانه ای شیشه ای که منشا آنها را باید هنر ایلامی دانست که بعدها حضور این نوع موتیف ترکیبی را در حکّاکی میتانی و نوزی شاهد هستیم حیواناتی با اشکال ساده، تخت و محدود شده با خطوط نازک نشان داده شده اند (پرادا 113:1375). در گروه مهرهای استوانه ای از مواد گوناگون، قدیمی و بیگانه چغازنبیل مهرهایی را مربوط به دوره های قدیمی تر که بعضی دارای سبکی بیگانه و به مفهومی دقیق تر مربوط به سبک میتانی هستند (پرادا 117:1375). قدیمی ترین مهر این گروه مربوط به دوره جمدت نصر است که نمونه های آن در معبد سینIIVو خفاجه و شوش و همینطور نینوا نیز به دست آمده است. لویی لوبرتون و پیر آمیه مرکز گسترش این مهر ها را در حاشیه غربی ایران معرفی می کند (Le Berton1957:108؛Amiet1961:40). همچنین مهرهای دیگری در این گروه مشاهده می شوند که نمونه های آنرا در نوزی، و نه دقیقا به همان شکل، مشاهده می کنیم (پرادا 121:1375). در گروه مهرهای استوانه ای به سبکهای شخصی و از مواد گوناگون قرن هشتم و دوره های متاخر تر می توانیم موضوعاتی همچون حرکت دسته جمعی یا صحنه ضیافت را مشاهده کنیم (پرادا 127:1375). ( تصویر11،طرح12) روی یکی از مهرهای این گروه کتیبه ای معکوس را مشاهده می کنیم که در مهرهای هزاره دوّم بین النهرین بسیار نادر است (پرادا 128:1375). در گروه مهر های ناخوانا از مواد گوناگون که دو قطعه مهر در این گروه جای می گیرد به گفته پرادا برای پرهیز از تعبیر غلط این دو قطعه از سایر مهرهای استوانه ای جدا شده اند.( تصویر12،طرح13) خانم گیرشمن روی یکی از این دو مهر توانسته نشانه های خطّ میخی را شناسایی کند (پرادا 139:1375). در گروه مهرهای استوانه ای بدل چینی با طرحهای هندسی مهمترین موتیف این گروه را نقش های هاشوری یا به تعبیر پرادا هفت و هشت می بینیم (پرادا 143:1375). این نقش را روی بسیاری دیگر از دست ساخته های ایلام نیز مشاهده می کنیم (پرادا 145:1357). علاوه بر نقش های هاشوری، نقش های دیگری چون مارپیچها، لوزیها و خطوط متقاطع را نیز مشاهده می کنیم (پرادا 146:1375). در گروه مهرهای استوانه ای حکّاکی نشده سه مهر را شاهد هستیم که نقش یکی از آنها کاملاً از بین رفته و دو مهر دیگر اصلاً حکّاکی نشده اند و بیش از این در مورد آنها نمی توان حرفی به میان آورد(پرادا 155:1375). مهرهای تخت نیز در چغازنبیل به دست آمده که دارای موتیفهای گوناگونی هستند و از لحاظ فرم نیز در گروههای مختلفی (به غیر از مهرهای استوانه ای یاد شده) جای می گیرند. فرمهایی از قبیل چهار گوش، نیمه کروی با سوراخی برای آویز و شبیه به زیگورات یا هرمی جای می گیرند (پرادا159:1375-162). ( طرح14 و 15) در یک نتیجه گیری کلی از مهرهای چغازنیبل باید گفت که 74 قطه مهر استوانه ای در نیایشگاه شماره چهار به دست آمد که 11 قطعه آن در گروه اول جای می گیرند و از آنجایی که فقط سه مهر استوانه ای در نیایشگاه شماره سه بدست آمده و یکی از آنها احتمالاً متعلق به قرن چهاردهم پ .م است می توانیم اینطور نتیجه گیری کنیم که نیایشگاه شماره چهار قدیمی تر از نیایشگاه شماره سه است. ولی با توجه به برخی فاکتورها از جمله موتیف های محدود بر روی مهرهای بدل چینی مکشوفه از نیایشگاه شماره سه باید گفت که فاصله زمانی این دو نیایشگاه احتمالاً زیاد نبوده است (پرادا 163:1375ـ164). به طور کلی مخزنهای نیایشگاه سه و چهار با توجه به مهرهای استوانه ای آنها تاریخی در حدود قرون سیزدهم و دوازدهم پ.م را نشان می دهند (پرادا 165:1375). سبک خطی در حکّاکی آشور در قرن نهم پ .م وارد هنر آشور می شوند و با توجه به اینکه مثلاً نقش خدمتکاری با بادبزن چهار گوش کاملاً ایلامی و از نمونه های آشور قدیمی تر است می توانیم نتیجه گیری کنیم که ایلام همواره به گرفتن موتیفهای بین النهرینی بسنده نمی کرده و گاهاً نقش خلّاقی در تولید مفاهیم جدید را نیز ایفا می کرده است (پرادا168:1375-169).
مهرهای هفت تپه
تعداد زیادی مهر استوانه ای و مسطّح و اثر مهر از کاوشهای هفت تپه به دست آمد که دارای تنوّع شایان توجّهی از لحاظ جنس و نوع نقوش به کار رفته است. دکتر نگهبان مهرهای مسطّح به دست آمده از هفت تپه را در گروههایی از جمله مهرهای مسطّح با سوراخهای مته ای، مهرهای مسطّح با نقوش هندسی ساده و مهرهای مسطّح که از گل پخته ساده شده اند طبقه بندی کرده است. مهرهای استوانه ای نیز توسّط حفّار در گروههایی از جمله مهرهای استوانه ای با نقوش ساخته شده به سبک خطوط ساده و مهرهای استوانه ای با نقوش ساخته شده به سبک سوراخهای متّه ای شکل تقسیم بندی شده است (نگهبان 209:1372-219). تعداد اثر مهرهای مکشوفه از هفت تپّه بسیار بیشتر از مهرهای به دست آمده در ضمن کاوش است و این اثر مهرها بیشتر بر روی پوشش گلی که برای مسدود نمودن دهانه محفظه ها و یا تنگهای سفالی تعبیه شده بود نقر شده اند (نگهبان 219:1372). این اثر مهرها که تعداد آنها حدوداً سیصد قطعه است و اکثراً اثر مهرهای استوانه ای هستند توسّط حفّار به چند گروه شامل سبک رایج هفت تپه، سبک قطعات متّصل، سبک سوراخهای متّه ای، نقوش هندسی و صحنه های طبیعی ، و هر گروه به زیر شاخه های دیگری طبقه بندی شده است (نگهبان 220:320:1372). با توجه به تعداد زیاد مهرها و اثر مهرهای به دست آمده از هفت تپّه و اینکه معرفی تک تک آنها از حوصله این بحث خارج است در بخش مقایسه موضوعی به شرح تعدادی از آنها خواهیم پرداخت.
مقایسه موضوعی مهرهای به دست آمده از هفت تپه و چغازنبیل
با توجه به اینکه تاریخ هفت تپّه در حدود اواسط هزاره دوم پیش از میلاد و چغازنبیل در بازۀ زمانی حدود 1250 پ.م جای می گیرد و به عبارتی دیگر آثار مکشوفه از هفت تپّه قدیمی تر از چغازنبیل است می توان با در نظر گرفتن فاصله نه چندان زیاد مکانی و زمانی این دو محل با یکدیگر به مشابهت هایی در مهرهای آنها با هم دست یافت. البته این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که از جنبۀ تاثیر گذاری تنها می توانیم هنر مهر سازی هفت تپه را موثر بر چغازنبیل بدانیم به بیان دیگر این تاثیر گذاری قاعدتاً متقابل نبوده است.
موتیفهای هندسی بر روی مهرهای استوانه ای مکشوفه از هر دو مکان دیده می شوند که نقطه مشترک این نقوش در هر دو محوطه نقوش هفت و هشت یا جناقی است(پرادا 1375:143؛ نگهبان212:1372).(تصویر 12 ، 13و 14 )
نقش درخت مقدس نیز در هر دو محوطه به دست آمده،درختی که در نمونه ای در هفت تپه به نمایش در آمده از مهرهای سبک سوراخهای متّه ای است دارای پنج شاخه است که یکی از شاخه ها در وسط به صورت عمودی واقع شده و چهار شاخه دیگر در اطراف آن به طرز مایل قرار گرفته است در روی شاخه ها نیز احتمالاً گل یا میوه درخت به نمایش در آمده اند (نگهبان 219:1372). در چغازنبیل نیز درخت مقدّسی را در مهری با موضوع صحنه شکار مقدس مشاهده کنیم (پرادا 51:1375). نقش بز کوهی در مهرهای هر دو محوطه بدست آمده به طوریکه در مهرهای هفت تپه این نقش را به صورت حیوانی که به پیشگاه الهه ای تقدیم میشود میبینیم (نگهبان 228:1372).(تصویر 8 و15 ، طرح 9) در چغازنبیل نیز این حیوان را در کنار درخت مقدس مشاهده می نمائیم (پرادا 68:1375ـ67). اختلاف رتبۀ شخصیتهای انسانی در هر دو محوطه به وسیلۀ بلندی و کوتاهی قدّ افراد القا شده است (پرادا 18:1375؛نگهبان230:1372).( طرح 2، تصویر1 و 16) کلاه مخروطی شکل را در هر دو محوطه بر سر خدایان و الهه ها مشاهده می نمائیم (پرادا 33:1375؛ نگهبان 224:1372).( تصویر 5 و17، طرح 6) در میان مهرهای هفت تپه صحنه هایی را شاهد هستیم که در آن الهه ای نشسته بر روی تختی از مارهای به هم پیچیده نمایش داده شده است مثلاً بر روی مهر شماره 22 هفت تپه الهه ای مشاهده می شود که بر روی تختی از مارهای به هم پیچیده که دارای سر انسانی هستند و کلاهی مخروطی شکل بر سر دارند نشسته است و چوب دست یا نیزه ای در دست دارد و نیایشگری در مقابل او به حالت نیم رخ ایستاده است. این مهر کتیبه ای دارد که نام پادشاه ایلامی، تپتی آهار، را نشان می دهد (نگهبان 269:1372). در چغازنبیل نیز بعضاً اشخاصی را نشسته بر تخت هایی به شکل حیوانات نمایش داده اند (پرادا 81:1375). (تصویر2 و 18، طرح 17 ) از موتیفهای دیگر مشترک در هر دو محوطه می توان به نقشی شبیه بعلاوه یا صلیب مالتی اشاره کرد (نگهبان 305:1372ـ306).
جمع بندی
با توجه به جنس و موتیفهای متنوع به کار رفته در مهرهای استوانه ای چغازنبیل و نوع تکنیک به کار رفته در ساخت انواع این مهرها باید چغازنبیل را در هنر مهر سازی متاثر از بین النهرین و به طور اخص شوش و بعضاً هفت تپه دانست. هر چند سبک مهرهای هفت تپه از لحاظ تکنیکی بسیار با چغازنبیل متفاوت است امّا با کمی تامل می توانیم تاثیر آن را در چغازنبیل مشاهده نمائیم.
منابع و مآخذ
(1)- " آدلر" فیلیپ جی. 1384 هـ ش. تمدنهای عالم جلد اول، ترجمه "آریا" محمد حسین، تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر ، ص 136.
(2)- "اسمت" برندا، ترجمه آزیتایاسایی،1380هـ ش. مصرباستان، تهران: موسسه ققنوس، ص.107 .
(3)- دورانت، ویل. 1387. هـ -ش. مشرق زمین گهواره تمدن، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، مترجمان احمد آرام – ع – پادشایی – امیر حسین آریان پور. ص 143.
(4)- دولاند لن، شارل. 1382 هـ – ش . تاریخ جهانی جلد اول ، ترجمه احمد «بهمنش » تهران: دانشگاه تهران موسسه انتشارات، ص115.
( 5) –دان، راس یی. 1382هـ – ش. تاریخ تمدن و فرهنگ جهان، پیوند فراسوی زمان ومکان، مترجم عبدالحسین «آذرنگ»، تهران: انتشارات طرح نو، صص 69-71.
(6)- فونلاو، تئودوراچ، "هرسکویتز"،جان، " لو" دونالدام " پسر " دونالدوارن ، " وینر" جول اچ ، مترجم" صدریه " عبدالرحمن.1374هـ ش. تاریخ جهان،تحول اندیشه، تمدن و فرهنگ جهان،تهران : انتشارات فردوس، ص71.
(7) - لوکاس، هنری. 1382هـ ش. تاریخ تمدن جلد اول، تهران: انتشارات سخن، صص117، 213 -218.
(8) – نچکنا، اسکاز کین ،« گوبر»، آلپروویچ ،« کوتاکوف»، مانفرد، « دئوپیک». 1374هـ – ش . تاریخ مختصر جهان، کابل : صص 66-67.
(9)-نهرو، جواهر لعل. 1382 هـ ش . نگاهی به تاریخ جهان جلد اول ، تهران، ترجمه محمود تفضیلی، چاپخانه سپهر، ص 54.
(10) –ناردو ، دان. 1383 هـ – ش . مجموعه تاریخ جهان، بین النهرین باستان، ترجمه مهدی «حقیقت خواه» ، تهران: چاپ خانه ققنوس ، صص9 – 10 ،78.
(11)کهن دیار - مجموعه آثار ایران باستان در موزههای بزرگ جهان - نوشتهٔ بهنام محمد پناه - انتشارات سبزان
(12)محمدبن جریر طبریج ۴، ص۱۸۰؛ نیز رجوع کنید به ابناثیر، ج ۳، ص ۴۳ـ۴۶
ماري کخ. از زبان داريوش. ترجمه پرويز رجبي.1377
علي اکبر سرفراز.بهمن فيروزمندي. باستان شناسي و هنر دوره تاريخي ماد هخامنشي اشکاني ساساني. 1381
يوزف ويستهوفر. ايران باستان. ترجمه مرتضي ثاقب فر. 1378
ميري. مهرهاي هخامنشي. مجموعه مقالات موزه ملي ايران. 1384
ملکزاده بياني. تاريخ مهر در ايران از هزاره چهارم تا هزاره اول.1363
دکترغلامرضامحمدي هستم كارشناس تاريخ دانش آموخته كارشناسي ارشد باستان شناسي و نماينده گروه باستان شناسي دانشگاه ازاد اسلامي واحد كازرون و دانشجوی دکتری باستان شناسی و با تخصص معماری اسلامی مي باشم اين وبلاگ رابراي اشنايي بيش تردانشجويان وعلاقه مندان تاريخ و فرهنگ و باستان شناسي جهان و ايران ايجاد نموده ام اميدوارم مورد تاييدوتوجه شما عزيزان واقع شود.